تبلیغات
هر چی تو دوست داری اینجا هست - کیکاووس یاکیده
من میان بحر بی پایان غریق آنکه عیبم میکند در ساحل است

کیکاووس یاکیده

شنبه 28 شهریور 1388 05:02 ب.ظ

نویسنده : sara rostami

 

با كیكاووس یاكیده درباره سال‌های حضورش در دوبله‌
قدرت واژه‌ها
مردی میانسال در مقابل بوم ایستاده، رنگ‌هایی چون قهوه‌ای ون دایك، زرد اخرایی، زرد هندی، سفید كاتمیوم و ... را با قلم‌موهای پنج سانتی و بادبزنی برصفحه بوم نقش می‌زند و همیشه علاقه دارد كه چند تا درخت سرو را در كارش بگنجاند. اینها مولفه‌های آشنای برنامه لذت نقاشی است كه با حضور نقاش فقید كانادایی باب راس در دهه 80 میلادی تولید شد و توانست مخاطبان بسیاری را در سطح جهان به سوی خود جلب كند.

در ایران نیز لذت نقاشی هواداران بسیاری پیدا كرد كه حتی در پخش مجدد آن نیز با ریزش مخاطب مواجه نشده است. به طورحتم یكی از عوامل جذابیت این برنامه برای بیننده ایرانی، نقش‌گویی با تسلط یكی از دوبلورهای نام آشنا به جای باب راس می‌باشد. كیكاووس یاكیده (متولد 1347 در تهران) نحوه نقش‌گویی‌اش در لذت نقاشی به گونه‌ای است كه كاملا مخاطب را با خود همراه می‌كند. در ابتدا ممكن است صدای مخملین و با طراوت یاكیده به چهره میانسال باب راس ننشیند، اما یاكیده طوری با انعطاف به جای وی صحبت می‌كند كه كاملا باورپذیر شده و گویی كه سال‌هاست با این نقش زندگی كرده است. یادآوری صدای یاكیده در صحنه‌های كشیدن امواج دریا و كشیدن ابرها (كه با درآوردن خرده اصواتی همراه بود) هنوز نیز لذت بخش است.

وی درباره این كه دوبلاژ مقوله‌ای است هنری یا تكنیكی می‌گوید: «هم هنر و هم فن است چون به‌شخصه این دو را جدا از هم نمی‌بینم. هیچ هنری را پیدا نمی‌كنید كه با فن و تكنیك همراه نباشد مثل موسیقی، شعر و ... در واقع هنر پیروی از یكسری قواعد تخصصی بعلاوه حالات خاص شماست كه در گستره روحتان پرسه می‌زند كه البته در نوع خود منحصر به فرد است. با فراگیری فن هر هنر، زمینه‌ای را برای رشد آنچه  كه ناآگاهانه است فراهم كرده‌ایم و آن هم الهام است. گویندگی هم مثل نقاشی است، تا زمانی كه فنون نقاشی را به كار نبرید، اثری هنری خلق نمی‌شود یا حتی در نوازندگی؛ نوازنده‌ای كه نت‌ها را می‌زند در حقیقت كاری كاملا تكراری و اصولی انجام می‌دهد ولی از آن لحظه‌ای كه پنجه‌ او چیزی به آن نوا اضافه می‌كند كه خاص آن نوازنده است و از جایی شروع می‌شود كه هیچ‌كس اطلاع كاملی از آن ندارد و می‌شود همان «سویدای دل» و آن‌گاه هنر اتفاق می‌افتد. گویندگی دوبلاژ هم همینطور است، یك بخشی از آن تكنیك است. بعلاوه آنچه كه از جایی ریشه در باورهای گذشتگان، نگاه در‌ آینده و بسیاری عوامل دیگر حتی قدرتمان در تجربه نقشی كه می‌خواهیم بگوییم نشأت می‌گیرد و این به ظاهر ساده است، ولی در حقیقت بسیار پیچیده. شاید بعضی فكر كنند كه گویندگی یعنی قسمتی كه ما دیالوگ را ادا می‌كنیم فقط همین، پس زیاد كار سختی نیست چون واژه‌ها قدرت این را دارند كه عاری از هرگونه رنگی خود تفسیركننده خود باشند اما گویندگی دوبله مثل ادای دیالوگ در نمایش است. نمایش سكوتی است كه یكسری دیالوگ آن را می‌شكند، گویندگی نیز از این قانون پیروی می‌كند. دیالوگ‌ها را می‌گوییم تا آنچه كه گفته نمی‌شود القا شود چون آدم ها حرف می‌زنند كه رازهایشان را نگویند و چهره واقعی خود را پنهان كنند. در حقیقت هر كدام مثل كودكی كه سعی می‌كند خطایی را كه برای دیگران كاملا آشكار است پنهان كند، رفتار كنند و آهنگ این پنهان‌كاری مثل بازی خط كش و میز (دورتر، نزدیكتر) است كه شنونده و بیننده را به چیزی راهنمایی می‌كند كه قرار است او كشفش كند.»

وی در میانه‌های دهه 60 به حرفه دوبلاژ وارد می‌شود و اولین جمله‌اش را به جای یك سرباز رومی در سریال عربی راه قدس (به مدیر دوبلاژی بهرام زند) با این مضمون می‌گوید: «قربان این مرد اظهار می‌كنه فرمانده بزرگیه»، «آن موقع تئاتر كار می‌كردم. به خاطر صدای خاصی كه داشتم خیلی‌ها به من می‌گفتند صدای تو برای گویندگی دوبلاژ مناسب است، برو تست بده! موفق می‌شوی من هم رفتم سازمان صدا و سیما، تست گویندگی دادم. آن زمان تست به این صورت بود كه متون مختلفی را پشت میكروفن می‌خواندی و بعد چند نفر از گویندگان قدیمی و پیشكسوت آن را گوش می‌دادند و انتخاب می‌كردند. بالاخره در یك روز برفی دوبلور شدم.»

یاكیده با استعدادی كه از خود نشان داد، كم‌كم توانست نقش‌گویی‌های شاخصی انجام دهد و تبدیل به جوان اول دوبلاژ شود. حضور در‌ آثاری چون ارتش سری، كارتون بابا لنگ‌دراز (به جای پرسوناژ جان اسمیت)، خانم مارپل، سرای ابریشم و ... منجر شد كه یاكیده نقش‌های به یاد ماندنی خود را در سریال‌های كمیسر و ركس، شهر مرزی (به جای گروهبان بنت) و مظنونین را اجرا كند تا به اوج قله كاری‌اش در دوبله لذت نقاشی برسد.

«ما برای گویندگی به جای یك شخصیت لازم است اطلاعات زیادی را از او بدانیم كه از مهم‌ترین آنها مذهب، میزان وابستگی او به اعتقادات، ملیت، طبقه اجتماعی، جنسیت، موقعیت كلی‌اش و بسیاری چیزهای دیگر، شاید حتی تا اینجا كه او بچه چندم خانواده است و در چه خانواده‌ای رشد كرده و با چه فرهنگی و تا چه حد به این خانواده وابسته است و تمام این قطعات كوچك در كنار هم نت موسیقی را تشكیل می‌دهند كه گوینده باید آن را بنویسد و بنوازد، ضمن این كه زبان مردم خویش را روی آن پیاده كند. این اتفاق خیلی بزرگی است. چون گویندگان جدا از ارتباطی كه بین مردم و سرزمینشان با دیگر مردم دنیا و فرهنگ‌های خاص‌شان ایجاد می‌كنند، به نوعی پاسداران زبان مادری‌اند و به عقیده من دشمنی با دوبله، دشمنی با زبان مادری است. ممكن است برخی بگویند ضعف دارد، چنین و چنان است ولی با وجود تمام ضعف‌هایش پسندیده است.

صدای یاكیده یكی از بهترین گزینه‌ها برای نقش‌گویی به جای ستارگان سینما از سوی مدیران دوبلاژ است، تاكنون صدای وی را به جای بازیگرانی چون جودلا (كوهستان سرد)، جانی دپ (پنجره مخفی، چارلی و كارخانه شكلات‌سازی) و هیو جكمن (پرستیژ) شنیده‌ایم.

یاكیده در كارنامه‌اش حضور در مقابل دوربین سینما و تلویزیون را نیز دارد بویژه در فیلم‌های تهمینه میلانی مانند زن زیادی و آتش بس و آثار تلویزیونی محمدرضا ورزی مثل قائم‌مقام (در نقش محمدشاه قاجار)، كریم خان (در نقش آغامحمدخان قاجار)، كاخ تنهایی و همچنین تله‌تئاترهایی چون روزهای زرد، پابلو نروادا، تیغ كهنه، اوراق شناسایی، در رستوران، نكراسوف، همه پسران من، ریچارد سوم.

كیكاووس یاكیده هم اكنون در بخش آگهی‌های بازرگانی تلویزیون نیز حضور فعالی دارد ولی همگان او را بواسطه صدایش به عنوان یك دوبلور می‌شناسند. «كسی كه بواسطه هنرش مورد توجه مردم است از خود گذشتگی‌هایی در این راه نشان می‌دهد و خیلی مواقع زندگی هنری‌اش را به زندگی شخصی‌اش ترجیح می‌دهد و سرخوشی‌ها و لحظات درخشانی راكه می‌تواند برای خودش و خانواده‌اش فراهم كند با لبخند و شادی مردم معاوضه می‌كند.»

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -